آزاده در سرزمین عجایب

یادداشت های روزانه یک مهاجر

یادداشت های روزانه یک مهاجر

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات آنلاین منه که توش درباره ی زندگی جدیدم در آمریکا خواهم نوشت. نظرات این وبلاگ بسته است و بسته خواهد ماند. لطفا درباره ی نوشته ها و جزییاتش ازم چیزی نپرسید چون به هر حال بی جواب خواهید موند! شماره ای که بالای هر پست وبلاگ خواهد اومد نشانگر تعداد روزهایی که از اقامتم در این سرزمین جدید می گذره. همین و تمام.

منوی بلاگ
آخرین مطالب
  • ۱۲ سپتامبر ۱۷ ، ۲۳:۰۲ 722
  • ۱۰ سپتامبر ۱۷ ، ۲۳:۴۰ 720
  • ۰۶ سپتامبر ۱۷ ، ۲۳:۳۸ 716
  • ۰۱ سپتامبر ۱۷ ، ۲۲:۳۷ 711
  • ۲۸ آگوست ۱۷ ، ۲۲:۴۳ 707
  • ۲۴ آگوست ۱۷ ، ۲۲:۱۳ 703
  • ۲۱ آگوست ۱۷ ، ۲۳:۰۳ 700
  • ۱۳ آگوست ۱۷ ، ۲۲:۵۸ 692
  • ۰۴ آگوست ۱۷ ، ۲۲:۵۳ 683
  • ۰۲ آگوست ۱۷ ، ۲۳:۴۲ 681

341

يكشنبه, ۱۷ جولای ۲۰۱۶، ۰۹:۳۴ ب.ظ

امروز به ول گشتن و استراحت گذشت! روزهای تعطیل صبحانه از ساعت 7 تا 10 آماده است واسه همین ما تازه نه و نیم بیدار شدیم و محمد رفت صبحانه گرفت و آورد بالا. هر دو باید چند تا تلفن می زدیم و بعد از یک هفته با خونه هامون تماس می گرفتیم. حتی بعد از یکی دو ساعت با اسکایپ حرف زدن هنوز کلی وقت آزاد داشتیم که حوصله ی کار کردن درش مشاهده نمی شد. من شروع کردم به فیلم دیدن. متوجه شدم نت فلیکس هر از چندی جدیدترین فیلم ها رو برای مدت کوتاهی می ذاره توی سایت. اخیرا فیلم spotlight رو که پارسال برنده ی اسکار بهترین فیلم شده بود اومده روی نت فلیکس. از اونجایی که وقت فیلم دیدن نداشتم، هر روز با نگرانی چک می کردم ببینم هنوز هست با برش داشتن تا اینکه امروز تصمیم گرفتم ببینمش. فیلم خوبی بود درباره ی گروهی از خبرنگاران روزنامه ای در بوستان که گزارش مفصلی علیه کلیسا در مورد آزار جنسی کودکان می نویسن و پرونده ی این ماجرا رو در دادگاه دوباره باز می کنن. در همه ی مدت تماشای فیلم منتظر بودم به سبک فیلم های حادثه ای هالیوودی یه اتفاق وحشتناک بیفته یا دست کم یکی از این خبرنگارا رو تلفنی تهدید کنن، اما ماجرا به آرامی پیش رفت هر چند داستان پرتنشی بود. برام جالب بود که این فیلم سرراست و عملا بی حادثه تونسته اسکار بهترین فیلم رو از آن خودش بکنه. در کل فیلم رو دوست داشتم با احترامی شدید نسبت به همه ی آدم های معمولی ای که تصمیم می گیرن به جای اینکه قهرمان باشن، مفید باشن و تاثیر گذار.

برای ناهار رفتیم بیرون و موقع برگشتن تصمیم گرفتم بعد از ده روز رانندگی کنم. اولش خیلی ترسیدم و هل کردم اما کم کم عادی شد تا اینکه گوگل مپ یکدفعه قاطی کرد و راه رو گم کردیم و افتادیم توی بزرگراه! حداقل سرعت 55 مایل بر ساعت یعنی چیزی حدود 85 کیلومتر بر ساعته. چاره ای نبود، اگر سرعت رو کم می کردم تصادف می کردیم و راه برگشتی هم نبود پس گاز دادم و رفتیم. الان که فکرش رو می کنم چون تقریبا کسی توی بزرگراه نبود خیلی هم وحشت نکردم و سرعت بالا توی یه خیابون چند بانده ی پهن که همه توی لاین خودشون با فاصله رانندگی می کنن حتی لذتبخش هم هست! خلاصه اینکه هر لاینی که عوض می کردم و جلو می رفتم ماشین با فریاد تحسین محمد پر می شد. البته باید به این موضوع اشاره کنم که اینجا قوانین و شکل رانندگی کاملا با نشویل فرق می کنه. توی نشویل مردم بسیار مودبانه و مطابق قانون رانندگی می کنن اما اینجا تقریبا انگار داری در وطن اسلامی رانندگی می کنی. به محضی که چراغ سبز میشه یکی پشت سرت بوق می زنه که زودتر راه بیفتی و کافیه یه جا اشتباه کنی تا دهنت رو با بوق سرویس کنن اما توی نشویل عزیز حتی اگه تو خیابون زیگزاگ هم بری بقیه با حفظ فاصله و آروم از کنارت رد میشن اما اینجا... . اصلا نمیشه توی آمریکا به شکل کلی گفت مردم اینطوری یا اونطوری رانندگی می کنن، هر ایالت قانون و شیوه ی خودش رو داره واسه همینه که وقتی محل سکونتت رو از یه ایالت به ایالت دیگه تغییر می دی باید بری دوباره امتحان آیین نامه بدی! مخلص کلام اینکه گواهینامه ی من در حد رانندگی در شهر مهربونی مثل نشویل نه اینجا.

بعد که برگشتیم محمد شروع کرد به کار کردن اما من بقیه ی فیلمم رو دیدم و ول گشتم تا الان. هفته ی گذشته خیلی خسته شده بودم و واقعا به استراحت مطلق احتیاج داشتم. ایشالا از فردا دوباره بر می گردم سرکار.