آزاده در سرزمین عجایب

یادداشت های روزانه یک مهاجر

یادداشت های روزانه یک مهاجر

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات آنلاین منه که توش درباره ی زندگی جدیدم در آمریکا خواهم نوشت. نظرات این وبلاگ بسته است و بسته خواهد ماند. لطفا درباره ی نوشته ها و جزییاتش ازم چیزی نپرسید چون به هر حال بی جواب خواهید موند! شماره ای که بالای هر پست وبلاگ خواهد اومد نشانگر تعداد روزهایی که از اقامتم در این سرزمین جدید می گذره. همین و تمام.

منوی بلاگ
آخرین مطالب
  • ۱۱ دسامبر ۱۷ ، ۲۱:۱۵ 811
  • ۰۴ دسامبر ۱۷ ، ۲۱:۰۶ 804
  • ۰۱ دسامبر ۱۷ ، ۲۱:۳۹ 801
  • ۲۴ نوامبر ۱۷ ، ۲۲:۵۳ 794
  • ۲۲ نوامبر ۱۷ ، ۲۱:۱۴ 792
  • ۲۰ نوامبر ۱۷ ، ۱۹:۰۱ 790
  • ۱۷ نوامبر ۱۷ ، ۲۳:۲۴ 787
  • ۱۶ نوامبر ۱۷ ، ۲۲:۴۷ 786
  • ۰۷ نوامبر ۱۷ ، ۲۲:۱۰ 777
  • ۰۶ نوامبر ۱۷ ، ۲۳:۱۶ 776

474

جمعه, ۲ دسامبر ۲۰۱۶، ۱۱:۴۲ ب.ظ

امروز بعد از مدتها با محمد رفتیم سینما. اینقدر برنامه هامون رو جابجا کردیم تا بالاخره تونستیم یه جای خالی پیدا کنیم و بچپونیمش توو!

یکی از فیلم هایی بود که منتظر اکرانش بودم: Allied. من از طرفداران کشته و مرده ی برد پیت نیستم اما از علاقه مندان ماریان کوتیار هستم. فیلم در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می افته و یه داستان عاشقانه و جنگی زیباست. با اینکه از اول فیلم میشه اتفاقاتش رو حدس زد اما یه شک و تردید کشنده تا دقیقه ی آخر فیلم همراه آدمه که ماجرا رو جذاب می کنه. یه غم عجیبی هم در سرتاسر ماجرا هست که تازه بعد از دیدن فیلم، با فکر کردن به صحنه به صحنه اش و گفتگو به گفتگوش، سراغ آدم میاد. برد پیت انصافا خوب نقشش رو بازی کرده و ماریان کوتیار هم مثل همیشه فوق العاده است. فیلم رو دوست داشتم هر چند حالم رو گرفت. جالب اینجا بود که کمتر از ده نفر توی سالن سینما بودن! حدس می زنم یکی به خاطر ساعت نمایش فیلم بود، 1 بعدازظهر؛ و هم به خاطر موضوع فیلم. با وجود اینکه دو تا بازیگر خوش قیافه درش بازی می کردن، به هر حال فیلم هایی با زمینه ی تاریخی معمولا طرفداران کمتر یا مشخص تری دارن.

بالاخره این هفته هم تمام شد. دارم به روز موعد نزدیک و نزدیک تر میشم. امیدوارم اتفاقای خوب زودتر بیفتن.


۱۶/۱۲/۰۲