آزاده در سرزمین عجایب

یادداشت های روزانه یک مهاجر

یادداشت های روزانه یک مهاجر

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات آنلاین منه که توش درباره ی زندگی جدیدم در آمریکا خواهم نوشت. نظرات این وبلاگ بسته است و بسته خواهد ماند. لطفا درباره ی نوشته ها و جزییاتش ازم چیزی نپرسید چون به هر حال بی جواب خواهید موند! شماره ای که بالای هر پست وبلاگ خواهد اومد نشانگر تعداد روزهایی که از اقامتم در این سرزمین جدید می گذره. همین و تمام.

منوی بلاگ
آخرین مطالب
  • ۱۹ ژوئن ۱۸ ، ۲۲:۲۹ 1000
  • ۱۸ ژوئن ۱۸ ، ۲۲:۴۲ 999
  • ۱۷ ژوئن ۱۸ ، ۲۲:۱۷ 998
  • ۰۲ ژوئن ۱۸ ، ۲۱:۵۷ 983
  • ۱۳ می ۱۸ ، ۲۳:۰۶ 963
  • ۲۹ آوریل ۱۸ ، ۲۳:۱۹ 949
  • ۲۷ آوریل ۱۸ ، ۲۲:۳۵ 947
  • ۲۶ آوریل ۱۸ ، ۲۲:۱۵ 946
  • ۲۴ آوریل ۱۸ ، ۱۹:۵۱ 944
  • ۱۳ آوریل ۱۸ ، ۲۱:۲۶ 933

876

پنجشنبه, ۱۵ فوریه ۲۰۱۸، ۱۰:۰۰ ب.ظ

بین برف و بارون و دمای منفی چندین درجه، یک دفعه هوا چنان گرم و مرطوب میشه که دلت می خواد خودت رو دار بزنی! امروز تقریبا دمای هوا نزدیک 25- 26 درجه بود و رطوبت هوا بالای 70 درصد بود. هوا واسه پیاده روی و گردش خیلی خوب بود اما نه برای خرید هفتگی و از این مغازه به او مغازه رفتن.

دیشب دومین جلسه ی کلاس زبان مرکز مهاجرا بود. از اونجایی که بارونی می اومد و از بد روزگار، روز ولنتاین هم بود، مسیر یک ربعه رو یک ساعت توی ترافیک بودم! باورم نمی شد بالاخره برسم؛ البته با ده دقیقه تاخیر. تعداد دانش آموزا کمتر شده بود، همین طور تعداد داوطلب ها. دیشب فقط سه نفر بودیم که کاملا کافی بود. بکا اعتماد به نفسش رو به دست آورده بود و دستش اومده بود که کلاس و سطح کلاس در چه حده. ادامه ی تمرین شناخت اسم در جمله رو انجام دادیم و چند تا بازی با همین موضوع در ادامه اش انجام دادیم. کلاس رو خیلی دوست دارم. واقعا درش احساس راحتی و آرامش می کنم. احساس مفید بودن چیزیه که خیلی کم سراغم میاد اما وقتی که توی این کلاسم واقعا خوشحالم و بهم خوش می گذره. خبر رسید که کلاسی که ترم پیش می رفتم برای کمک حدود 40 تا دانش آموز داره و فقط دو تا داوطلب! دلم واسه وندی سوخت. حیف که روزاش بهم نمی خوره والا می رفتم کمکش.

این هفته هر روز بیرون بودم. خیلی خیلی خسته ام. فردا بعد از مدتها شقایق قراره بیاد اینجا. اینقدر این چند وقت گرفتار درس و مشق بوده که حتی فرصت تلفنی حرف زدن هم کم پیش اومده. امیدوارم آخر هفته ی آرومی در انتظارمون باشه؛ آروم و خنک تر.

۱۸/۰۲/۱۵
آزاده نجفیان

زندگی در آمریکا

نشویل