آزاده در سرزمین عجایب

یادداشت های روزانه یک مهاجر

یادداشت های روزانه یک مهاجر

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات آنلاین منه که توش درباره ی زندگی جدیدم در آمریکا خواهم نوشت. نظرات این وبلاگ بسته است و بسته خواهد ماند. لطفا درباره ی نوشته ها و جزییاتش ازم چیزی نپرسید چون به هر حال بی جواب خواهید موند! شماره ای که بالای هر پست وبلاگ خواهد اومد نشانگر تعداد روزهایی که از اقامتم در این سرزمین جدید می گذره. همین و تمام.

منوی بلاگ
آخرین مطالب
  • ۱۳ می ۱۸ ، ۲۳:۰۶ 963
  • ۲۹ آوریل ۱۸ ، ۲۳:۱۹ 949
  • ۲۷ آوریل ۱۸ ، ۲۲:۳۵ 947
  • ۲۶ آوریل ۱۸ ، ۲۲:۱۵ 946
  • ۲۴ آوریل ۱۸ ، ۱۹:۵۱ 944
  • ۱۳ آوریل ۱۸ ، ۲۱:۲۶ 933
  • ۰۹ آوریل ۱۸ ، ۲۱:۲۶ 929
  • ۰۸ آوریل ۱۸ ، ۲۱:۵۵ 928
  • ۰۱ آوریل ۱۸ ، ۲۰:۲۳ 921
  • ۲۶ مارس ۱۸ ، ۲۱:۲۳ 915

903

چهارشنبه, ۱۴ مارس ۲۰۱۸، ۱۰:۱۶ ب.ظ

امروز بکا دستهای زخمی اش رو بهمون نشون داد. روی دست هاش پر بود از جای خراش و جای دندون. می گفت هر روز با یه پسربچه ی 4 ساله ای که اوتیسم داره کار می کنه. پسرک اهل سودانه و کلا حرف نمی زنه به همین خاطره که نمی تونه با بکا ارتباط بگیره و این طوری خشم و ناراحتی اش رو نشون می ده. به خودم می گم آموزش یعنی این؛ یعنی هیچ چیز جلوت رو نگیره، ناامید نشی و به تلاشت ادامه بدی. برابری هم یعنی این؛ یعنی فرقی نمی کنه اهل کجا باشی، چند سالت باشه یا سالم باشی یا بیمار، تو هم سهمی از این جامعه و زندگی داری، همون اندازه که بقیه دارن.

۱۸/۰۳/۱۴
آزاده نجفیان

زندگی در آمریکا

نشویل